خداحافظ جرج بوش

 

Lt. George W. Bush while in the Texas Air National Guard

 

چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در سن ۶۲ سالگی در حالی تا ساعاتی دیگر از پله های کاخ سفید پایین خواهد آمد که بسیاری از مردم جهان سال ها پیش این لحظه را ثانیه شماری می کردند.

جرج دابلیو بوش رئیس جمهوری که دو جنگ و یک سقوط اقتصادی را در کارنامه اش تا ابدیت تاریخ بر جای گذاشت در حالی یکی از جنگ افروزترین رئیس جمهورهای امریکا لقب گرفت که اگر بنیاد نوبل ، جایزه ای برای جنگ داشت ، بی شک او یگانه پیروز آن بود چه اگر در عرصه جنگ نتوانست پیروز بلاشک لقب بگیرد.

از هفته ی گذشته جشن ها و مراسم بسیاری در امریکا برای آمدن باراک اوباما آغاز شده و گاه آدمی چون من را در این خطه ی سرد دنیا به حسادت وا می دارد ، که چرا اینجا ، آنجا نیست و یا من در آنجا زندگی نمی کنم

و این ماجرای جبر جغرافیایی فرو خورده ی من است.

در این لحظه تنها می توانم بگویم خداحافظ جرج دابلیو بوش پسر!

Ukrainian PM Yulia Tymoshenko meeting with President Bush on April 1, 2008.

همه ی زنان رئیس جمهور

اعلام آتش بس یکطرفه اسرائیل شاید مهم ترین خبر این روزها نیست ، که به نظر نگارنده مهمترین خبر این روزها جلسه سران اسلامی در دوحه و اعلام قطع ارتباط قطر و اندکی موریتانی بعد از ونزوئلای عرب تر از ما و بولیوی محترم و دوست داشتنی بود.

و مهمتر از آن تفرقه بوجود آمده در اردوگاه اعراب است،عدم حضور مصر و عربستان که قویترین دول عربی از نظر نظامی و مالی به حساب میایند خبر از دست های پنهان پشت پرده می داد. از دیگر سو تلاش بی حد و حصر دولت ایران برای برهم زدن روابط با چند کشور باقیمانده ی دنیا همچنان شیرینی ایرانی بودن را یادآوری می کرد.

این کنفرانس ، اولین باری بود که برخی از کشورهای عربی در کنار ایران در مقابل برخی دیگر از کشورهای عربی قرار می گرفتند.

از دیگر سو ، نامه ی همسر رئیس جمهور ایران ،دکتر احمدی نژاد، به همسر حسنی مبارک رئیس جمهور مصر ، باعث شد تا روابط ایران از سطح هیچی به نامه نگاری های خاله زنکانه گسترش یابد. چندی پیش بود که رئیس جمهوری محترم کشورمان گفته بود : روابط ایران و مصر را در ۲۴ ساعت برقرار می کند. همسر رئیس جمهور ایران در این نامه خواسته بود تا همسر حسنی مبارک ، پا در میانی کند تا گذرگاه رفح بازگشایی شود. و این خود نشان از نقش مهم همسران رئیس جمهورهای جهان در مسایل سیاسی است.

از سوی دیگر ، در مسایل داخلی کشور ، خاتمی قول داده که خودش یا میرحسین موسوی ، نخست وزیر دولت آیت الله خامنه ای ، بطور حتم در انتخابات آتی کاندید خواهند شد.

كاسترو در جنگل

هفته پيش به مناسبت پنجاه امين  سالگرد پيروزي انقلاب كوبا، روزنامه تايم براي من عكس هاي از كاسترو در هنگام اخرين نبردهاي چريك هاي سرخ كوبا در جنگل هاي اطراف هاوانا ارسال كرد.

شايد امروز از غول كمونيسم كه دهه هاي 50 و 60 قرن بيستم را از عجيبترين دهه هاي تاريخ كرده بود تنها مانيفيست ها و ايدئولوگ ها به جاي مانده باشد. اما ياد آوري دنيايي كه در ان كارگران براي ساختن دنيايي بهتر در جاي جاي جهان پرچم هاي سرخ در دست شهر ها را فتح مي كردند خالي از لطف نباشد.

ماركس تئوريسين بزرگ كمونيسم در مانيفيست خود كه به همراه انگلس منتشر كرد گفته بود : شبحي بر فراز اروپا در پرواز است، شبح كمونيسم. اي كارگران جهان متحد شويد براي انچه لايق ان هستيد... 

گرچه فرانسه، روسيه، كشورهاي بلوك شرق، چين، كوبا و ... از قدرتمندترين كشورهاي كمونيستي ان دهه ها بودند و سال ها غول كمونيست قطبي از دو قطب جنگ سرد بود اما دنيايي امروز تنها كاپيتاليسم غرب را مي شناسد و در ارزوي  پيوستن به اين نظام سرمايه داري طرح ها و نقشه ها مي ريزد. شايد ديكتاتوري پرولتاريا انطور هم كه ماركس گفت نه تنها باعث ثبات كمون نشد بلكه با اعدام هاي مخالفين و شكنجه اي دردناك  روشنفكران، ريشه هاي كمون بزرگ را سوزاند.

و كوبا، امروز اخرين سنگر داس و چكش ميان پرچم سرخ است. گرچه به جرات مي توان گفت با مرگ كاسترو 90 ساله مرثيه اي در سوگ كمونيسم خوانده خواهد شد اما چين، روسيه، كره شمالي و ... با هماهنگ سازي كمونيسم پير با نئو كاپيتاليسم راهي نو براي دست يابي به ارمان شهر ماركسيستي - يا همان جهاني در دستان كارگران جهان- مي پيمايند، جهاني براي كارگران اما در دست سرمايه داران...


دستانم بوی گل می داد

مرا به چیدن گل متهم کردند

ولی هیچ کس فکر نکرد

که شاید من

گلی کاشته بودم

ارنستو چه گوارا

مبارزه ی دیپلوماتیک

خبرنگار العالم بازداشت شد
کاظم انبارلوئی سردبیر رسالت که از بسته شدن 130 روزنامه ایرانی و دستگیری دهها ‏روزنامه نگار ایرانی در ده سال گذشته دفاع کرد، اعلام کرد که " بازداشت خبرنگار العالم به ‏اتهام اطلاع رسانی آزاد صورت گرفته است." ‏

این خبر قطعا تکذیب می شود، چون اگر خبرنگار العالم به عنوان شبکه خبری ایرانی کارش ‏‏" اطلاع رسانی آزاد" بود، قطعا دولت ایران خودش بازداشت اش می کرد و نمی گذاشت که ‏دیگران این کار را بکنند.

سلام اومدم برای دیدنت نبودی، اومدم تا بودنم را دریابی، نبودی، پرسو جوت رو

از اهالی محلهً معرفت کردم کسی سراغتو نداشت، یه دفه تو خیابون بی وفایی،

کوچهً نا مردی، بن بست خیانت تورا گرمی ده خونه ای دیدم که دیواراشوبرگهای

هوس پوشونده بود.
با چی این درخت تنومند رو آبیاری می کردین؟
کاش حد اقل یه گل عشق تو باغچهً خونتون می کاشتید، دلم نمی سوخت خونتون

قشنگ می شد.
درخت هوس می خواستی؟ خونهً من با باغچهً معرفتش که پر از گلهای عشق بود

برات قشنگ نبود؟
چه با حوصله تک تک برگهای گلم رو تمیز می کردم
چه با حوصله تک تک علفهای هرز دور و ورش رو می چیدم
چه قطره قطره با اشک چشمام آبیاریش می کردم.
آخه نفسم این درخت که تو هر بیابونی در میومد.
خونه ساختی واسه چی؟ منو ترک کردی واسه چی؟
خونه ساختی؟ رفتی؟ ترکم کردی؟
صاحب خونرو عاشق نکن، عاشقش کردی خونشو خالی نکن، اونو مث من ترکش

نکن

view of 2008

اين عكس ها بر گرفته از مجله time مي باشد.

1. مادر افغاني در حال شير دادن به كودك 1 ماهه خود. نرخ مرگ و مير نوزادان دركوهستان هاي افغانستان به بالاترين حد خود در چند سال گذشته رسيد...


2. مردي كه در خلال جنگ گرجستان در اوستيا پيكر بي جان فاميل خود را به اغوش مي كشد.


3. غزه قبرستان هزاره سوم


4. توفان در تگزاس



5. گودال يا مرز مكزيك . گودال امريكاي در صحراي اريزونا براي جلوگيري از مهاجرت غير قانوني مردم مكزيك.


6. اوباما مي آيد. اوباما به همراه همسرش در شيكاگو بعد از نهايي شدن نتيجه انتخابات.


7.  پس از فتح فضا.  چيني ها به استقبال فضانوردان خود كه موفق به راهپيمايي فضايي شدند مي آيند


8. عراق شايد وقتي ديگر





نفرین بر سفر، نفرین بر جدایی و نفرین بر آن نسیمی که بوی تو را از کوی ما برد نفرین به هر آنکس و هر آن چیز که نخواهد ما به هم برسیم و دستان گرمت را بر دستانم لمس کنم

شاید اینبار که تورا ببینم لحظه ای آرام گیرم، لحظه ای که کمتر از نیم نگاهی طول خواهد کشید، نیم نگاهی که نیمی از عمر من است. شاید بار دیگری برای دیدن و بوییدن تو نداشته باشم، شاید اینبار جام زندگی من هم لبریز شود و صحرای عمر را پیموده باشم.

هرچه که باشد می دانم نیم نگاهی از تو برای من کافی است کافی تر از هر آنچه که صبح تا شام می نوشم و می بینم و می خورم.

ای کاش اینبار که می بینمت  دگر نسیمی نیاید که بوی تورا ببرد شاید اینبار فقط یادی از من بر نگاهت حلقه بزند، در آن زمان که شور عشق در رگهای ما می دوید احساس جدایی نمی کردیم ولی این دفعه مطمئن باش که دیدار من وتو به قیامت خواهد کشید

قیامتی که اگرروزی فرا رسد دگر هیچگاه تورا نخواهم شناخت و اینبار دگر اشکهایم بر صحرای گونه هایم نخواهد دوید ولی این را بدان و مطمئن باش که هرگز تورا فراموش نخواهم کرد و دگر برای عشقت نخواهم گریست

کسی که تا ابد در فکر توست...........

اپيزود 1

اپيزود1 پرده 1
اتوبوس شركت واحد- 7.30 صبح
هجوم ادم هاي فلاكت زده مثل هجوم طاعون به داخل اتوبوس، دري كه بسته نميشه، زني كه داد مي زنه: "آقاي راننده
اين اقا اومده تو زنونه نگه دارين پيادش كنيد! " ، پسر بچه 13 14 ساله اي كه وسط جمعيت از حال ميره، يكي مي گه: "جووناي روغن نباتي اند ديگه " و من فكر مي كنم " فقر و بدبختي تا چه حد پيشرفت كرده كه به راحتي مي تونی به بچه ات بگی "جاي صبحانه خوردن غش كن!"

همچنان اپيزود 1- پرده 2
غزه هر روز صبح تا غروب افتاب از چندي پيش
اسرائيلي ها فلسطيني ها  را مي كشند و  فلسطيني ها اسرائيلي ها را.  تو بخوان كليميان مسلمان را مي كشند يا اعراب يهودي ها. را گرچه سهم يهودي ها از اين قتل عام  بيشتر است اما تو بخوان انچه خود خواهي!

عراق هر روز از صبح سحر تا صبح سحر ديگر
خون ، انفجار، پيكره هاي متلاشي كه زماني نام انسان داشتند، غرورهاي به گند كشيده شده، انسان هاي گشنه، عقده هاي رسوب كرده، نفت غارت شده، شخصيت لگد مال شده، كشور ويران شده...

زيمباوه هر روز
ديكتاتور سياه، غارت منابع زير زميني و معادن توسط استعمار پير و امريكا، قيمت يك قرص نان 35 ميليون دلار زيمباوه، وبا، ايدز مرگ و مير انسان ها، كشتار هاي قبيله اي، جنگ و ... تو خود حديث مفصل بخوان از ....


باز هم اپيزود 1
پرده 3
مترو تهران بزرگ
5.30 يك بعد ظهر خاكستري    
هجوم ادم هاي فلاكت زده مثل هجوم طاعون به داخل واگن هاي قطار شهري، چهره هاي افسرده تكيده در غم و حسرت، چشم هاي از حدقه در امده
n دهك پايين جامعه ايران، فقر و بدبختي، عقده هاي رسوب كرده امت اسلامي با شكوه 2500 ساله اريايي، زني رنگ پريده  كه ميان هجوم مرد هاي شهوت زده ايراني گم شده، من به اندازه كافي بي غيرت هستم تا بگويم: " مي خواست نياد تو قسمت عمومي" يا شايد "خودشم بدش نيومده كه گاه گداري مردي شهوت گنديده اش را با برخورد هاي اينچنيني التيام ببخشه"...

To be continue

با درود و سلام فراوان حضور حضرت دوست " بیدار عزیز"

امیدوارم که حال شما خوب باشد ، ما را هم دردی نیست جز دوری شما و خرسندیم از چاقی دماغ شما، دیر مدتیست که رویمان به جمال حضرت دوست منور نگردیده و احوالات به دور از شما چندان خوش نیست ، آخر حدیث است که چنگ بدون یار صفا ندارد.

خبر آمده که در هفته ی آتی دو سه روزی امور تعطیل و کارها خوابیده است، لذا برآن شدیم تا دعوتنامه ای به سوی رفیق شفیق گسیل داریم، باشد که قبول دعوت نموده ما را از تنهایی به درآورده و دل بنده ای را شاد نمایید، همچنین است که به منابع نوین علم انجلیسی نیز دست یابید ، البته مشروط برآنکه امور مملکتی دست ما را باز بگذارد

همچنین پس از مشورت با وزرا و وکلا و دلسوزان مملکتی برآن شدیم تا دیگر بنای تائید و صداقت بر  سخنان حضرت اجل "بیدار"  بگذاریم ، باشد که موجب قرب الهی گردد ، نیز دیدیم که از شوخی های فی مابین این دو یار قدیمی ، عده ای به فکر سو استفاده و بر هم زدن پیمان اخوت و برادری ما هستند ، گفتیم که پیش از آنکه معاندان سفره ای برایمان پهن کنند ، خودمان برای خودمان سفره ای بچینیم.

فلهذا زین پس جز از زبان تایید بر شما سخنی نخواهیم راند ، باشد که رستگار شوید

 

غزه!!! آغاز جنگی دیگر

دو سه روزی هست که غزه ، صحنه ی اربده کشی قلدرمابان جهان شده، اما آنچه اینجا بیش از پیش آزارم می ده اینه که من چه سمتی رو بگیرم

خوشحال باشم از نابودی و به خاک و خون کشیده شدن مکانی که می دونم اون چراغی رو که به خونه ی من روا بود ، اونجا آویزون کردن؟

یا ناراحت باشم و خشمگین از کشتار و خوریزی مردم همیشه آواره؟

اما یادم نمی رود هفته ی پیش را وقتی که توی France24 BreakingNews نوشت که حماس قرار داد آتش بی را رسما لغو کرد

و حالا از جامعه ی جهانی استمداد کمک می کنه برای آتش بس و چه خنده دار به نظر می رسد زندگی تلخ این آوارگان خطه ی مدیترانه

دقایقی پیش سخنگوی وزارت خارجه ی اسرائیل توی بی بی سی اما حرف دیگری می زد:

می گفت نیروی زمینی هم وارد جنگ خواهد شد تا تمام زیرساخت های موشکی حماس رو از بین ببره و امنیت مردم اسرائیل رو تامین کنه ، می گفت حماس تنها سد راه صلح خاورمیانه است

و این منم، همچنان در فکر کودکی که شکم خالی ، نمی تواند سر راحت بر زمین بگذارد

و در سوی دیگر خوشحال شاید از پایان حیف و میل سرمایه ام

مناظره

خسرو شاهزاده ايراني عاشق شيرين شاهزاده ارمني به دليل مشكلات اي نمي تواند به وصال يار رسد. پس از ديدار شيرين و فرهاد و گرفتار شدن فرهاد پيكره تراش به عشق شيرين ، خسرو به ديدار رقيب جوان جوياي نام مي رود و اينطور اغاز مي كند:

نخستین بار گفتش: کز کجایی؟                     بگفت: از دار ملک آشنای!
بگفت: آنجا به صنعت در چه کوشند؟             بگفت: اندوه خرند و جان فروشند.
بگفتا: جان فروشی در ادب نیست!               بگفت: از عشق بازان این عجب نیست.
گفت: از دل شدی عاشق بدین سان؟               بگفت: از دل تو می گویی من از جان...
بگفتا: عشق شیرین در تو چون است؟           
بگفت: از جان شیرینم فزون است...
بگفتا: دل ز مهرش کی کنی پاک؟                بگفت: آنگه که باشم خفته در خاک.
بگفتا: گر خرامی در سرایش...                    بگفت: اندازم این سرزیر پایش.
بگفتا: گر نیابی سوی او راه...
                    بگفت: از دور شاید دید در ماه!
بگفتا: گر بخواهد هرچه داری...
                   بگفت: این از خدا خواهم به زاری.
بگفت: از عشق کارت سخت زار است          بگفت: از عاشقی خوشتر چه کار است؟
بگفت: از دل جدا کن عشق شیرین                 بگفتا: چون زیم بی جان شیرین؟
بگفت: او زان من شد! زو مکن یاد!               بگفت: این کی کند بیچاره فرهاد...
بگفت: ار من کنم در وی نگاهی؟                بگفت: آفاق را سوزم به آهی!!!!!
چو عاجز گشت خسرو در جوابش   نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی         ندیدم کس بدین حاضر جوابی....

دست به اسلحه

طبل بزرگ زیر پای چپ

۱ خشاب پر ۲۰تای

وسوسه مرگ

رسم ادم کشی .

مست و مدهوش ۱نخ سیگار کام اول ... رویا

کام دوم...بیخیال

کام سوم..بیدار باش

{بوی سیگار میدی ۳ روز اضافه خدمت}

با سلامی دباره به دوستان

خوشحالم که برگشتام ولی دارم میرم

دوباره. سربازی دیگه . خدا رو شکر الی و بیدار جای نه چندان خالی منو خوب پر می کنند

خوشو خرم باشید

 

 

دکی آمد

دکی در شب آمد

دکی زیر باران آمد

دکی با اتوبوس آمد

اما هیچ کدوم اینا مهم نیست

مهم اینه که دکی بالاخره اومد

دکتر!!! رسیدن مبارک

شب یلدای دیگری هم دارد می گذرد

امشب شب یلداست

بلندترین شب سال

همگی در کنار خانواده ها

فال حافظ

انار

هندوانه

امشب ایرانیان بلمدترین شب سال را به جشن نشسته اند نه به خاطر طولای سیاهی که به خاطر سرآغاز مهر از بامداد فردا

پس به نام مهر و در جمع گرم خانواده مان ، از یاد نبریم بی کسان را

و به نام مهر الهه ی گرما و مهربانی امشب تمام دوستان و دشمنان را دوست خواهم داشت و اگر دلی آزرده ام حقیرانه چشم بخشش دارم  و یاد می کنم از دو دوستی که شاید دیر مدتیست که پیش ما میان بی هیچ رد پایی که یکیشون خواهر یکی از دوستان بلاگ ماست. ممنونم فقط همین.

در این شب سیاه از خانم مریم هم من اعاده ی تقصیر می کنم و امیدوارم که بنده رو ببخشند.

شب طولانی خوشی رو برای تمام ساکنان این کره آرزومندم

شب خوش