اپيزود1 پرده 1
اتوبوس شركت واحد- 7.30 صبح
هجوم ادم هاي فلاكت زده مثل هجوم طاعون به داخل اتوبوس، دري كه بسته نميشه، زني كه داد مي زنه: "آقاي راننده
اين اقا اومده تو زنونه نگه دارين پيادش كنيد! " ، پسر بچه 13 14 ساله اي كه وسط جمعيت از حال ميره، يكي مي گه: "جووناي روغن نباتي اند ديگه " و من فكر مي كنم " فقر و بدبختي تا چه حد پيشرفت كرده كه به راحتي مي تونی به بچه ات بگی "جاي صبحانه خوردن غش كن!"

همچنان اپيزود 1- پرده 2
غزه هر روز صبح تا غروب افتاب از چندي پيش
اسرائيلي ها فلسطيني ها  را مي كشند و  فلسطيني ها اسرائيلي ها را.  تو بخوان كليميان مسلمان را مي كشند يا اعراب يهودي ها. را گرچه سهم يهودي ها از اين قتل عام  بيشتر است اما تو بخوان انچه خود خواهي!

عراق هر روز از صبح سحر تا صبح سحر ديگر
خون ، انفجار، پيكره هاي متلاشي كه زماني نام انسان داشتند، غرورهاي به گند كشيده شده، انسان هاي گشنه، عقده هاي رسوب كرده، نفت غارت شده، شخصيت لگد مال شده، كشور ويران شده...

زيمباوه هر روز
ديكتاتور سياه، غارت منابع زير زميني و معادن توسط استعمار پير و امريكا، قيمت يك قرص نان 35 ميليون دلار زيمباوه، وبا، ايدز مرگ و مير انسان ها، كشتار هاي قبيله اي، جنگ و ... تو خود حديث مفصل بخوان از ....


باز هم اپيزود 1
پرده 3
مترو تهران بزرگ
5.30 يك بعد ظهر خاكستري    
هجوم ادم هاي فلاكت زده مثل هجوم طاعون به داخل واگن هاي قطار شهري، چهره هاي افسرده تكيده در غم و حسرت، چشم هاي از حدقه در امده
n دهك پايين جامعه ايران، فقر و بدبختي، عقده هاي رسوب كرده امت اسلامي با شكوه 2500 ساله اريايي، زني رنگ پريده  كه ميان هجوم مرد هاي شهوت زده ايراني گم شده، من به اندازه كافي بي غيرت هستم تا بگويم: " مي خواست نياد تو قسمت عمومي" يا شايد "خودشم بدش نيومده كه گاه گداري مردي شهوت گنديده اش را با برخورد هاي اينچنيني التيام ببخشه"...

To be continue