شاید اینبار که تورا ببینم لحظه ای آرام گیرم، لحظه ای که کمتر از نیم نگاهی طول خواهد کشید، نیم نگاهی که نیمی از عمر من است. شاید بار دیگری برای دیدن و بوییدن تو نداشته باشم، شاید اینبار جام زندگی من هم لبریز شود و صحرای عمر را پیموده باشم.
هرچه که باشد می دانم نیم نگاهی از تو برای من کافی است کافی تر از هر آنچه که صبح تا شام می نوشم و می بینم و می خورم.
ای کاش اینبار که می بینمت دگر نسیمی نیاید که بوی تورا ببرد شاید اینبار فقط یادی از من بر نگاهت حلقه بزند، در آن زمان که شور عشق در رگهای ما می دوید احساس جدایی نمی کردیم ولی این دفعه مطمئن باش که دیدار من وتو به قیامت خواهد کشید
قیامتی که اگرروزی فرا رسد دگر هیچگاه تورا نخواهم شناخت و اینبار دگر اشکهایم بر صحرای گونه هایم نخواهد دوید ولی این را بدان و مطمئن باش که هرگز تورا فراموش نخواهم کرد و دگر برای عشقت نخواهم گریست
کسی که تا ابد در فکر توست...........
ای مرگ بر آن کسانی که به جای خدمت، خیانت به وطن را پیشه خود قرار می دهند. دکتر محمد مصدق