قوه قضائیه تمام تلاشش را کرد تا نظام را رو سفید کند ، فکر نمی کنم بندی از قوانین تخفیف ، گذشت ، چشم پوشی و... مانده باشد که در مورد رکسانا صابری خبرنگار ایرانی امریکایی اجرا نشده باشد.

خبرها حاکی از آن بود که پس از تلاشهای بسیار دولت امرکا برای آزادی رکسانا صابری ، دیگر شخص رئیس جمهور امریکا هم از عفو او ناامید شده بود ، اما برخلاف قوه ی مجریه و شخص رئیس جمهور ، قوه ی هضائیه از میدان سیاست پیروز بیرون آمد و با تخفیف ویژه و تبدیل زندان به حبس تعلیقی و همچنین عدم جلوگیری از خروج او از کشور خبر از تغییر رویکرد مقامات قضایی کشور هم داد.

هنوز مدت زیادی از اعدام افراد منصوب به اسرائیل نگذشته است ، بر اساس قانون ، مجازات جاسوسی برای دشمنان جمهوری اسلامی چیزی جز اعدام نیست ، چه رسد به خانم صابری که اعتراف هم کرده بود ، چه آزادانه و چه زیر فشار!

از آزادی او خوشحالیم و از پیام های این آزادی خوشحال تر.

انتخابات ریاست جمهوری لغو شد!

کامران دانشجو ، معاون سیاسی وزارت کشور از احتمال لغو انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه خبر داد .
وی افزود :یکی از بارز ترین مصادیق اصلاح الگوی مصرف ، جلوگیری از اقداماتی است که نتیجه آن مشخص است و دولت نهم به پیشنهاد حسین شریعتمداری و به منظور جلوگیری از هزینه برگزاری انتخابات و تبلیغات وحشتناک کاندیداها ،آمادگی دارد که بدون انتخابات ،چهارسال دیگر ، علی رغم میل باطنی شخص رئیس جمهور به مردم خدمتگزاری کند .
وی با اعلام این خبر اذعان داشت: دولت نهم دارای یکی از کم مصرف ترین و بی مصرف ترین مدیران دولت های جمهوری اسلامی است و هرساله تعداد زیادی از مردم در جلسات خصوصی و در نامه هائی که در سفرهای استانی به هیئت دولت داده اند ، از هزینه های انتخابات گله داشتند و شخصا از جناب دکتر احمدی نژاد خواستند که برای 4سال دیگر بر این پست تکیه کنند .
رئیس ستاد انتخابات کشور با چشمانی پر اشک ادامه داد:متاسفانه در طول سالیان متمادی و در دولت های گذشته با رواج فرهنگ غربی و تهاجم فرهنگی استکبار جهانی ،به غلط سنت غربی انتخابات رایج گردیده که دارای هیچ پیشینه دینی و اسلامی نمی باشد و صحیح نیست که به بهانه ی یک سنت غربی و غیراسلامی (انتخابات) هزینه ای را بر دوش مردم گذارد .
وی اضافه کرد : بدیهی است که هزینه انتخابات که با این طرح صرفه جوئی گردیده به صورت سیب زمینی ، آش و در صورت امکان نفت در سفره های مردم عرضه خواهد شد .

چه میکنه فائزه هاشمی

به گزارش برنا فائزه هاشمی که در یک برنامه زنده تلویزیونی به عنوان رئیس فدراسیون ورزش زنان حاضر شد علی رغم اینکه مجری از وی می خواست در موضوع ورزش زنان صحبت کند گفت: همیشه سعی می کنم از کلیشه ها فرار کنم ، نمی خواهم تابع کلیشه ها باشم ، متاسفانه بعد از انقلاب ما یک سری رفتارها برای خانم ها ارزش شد، رنگ مشکی ارزش شد ، چادر مشکی ، مانتو مشکی، مقنعه مشکی، روسری مشکی، و رنگ های تیره و مرده ارزش شد.

وی ادامه داد :این ارزشها خوب نبود از هر لحاظ بهداشتی، پزشکی، و روانشناسی ، عمل مثبتی نیست .

هاشمی ادامه داد: حتی رنگ مشکی از نظر اسلامی کراهت دارد ، یک سری سنت هایی باب شده که البته در حال حاضر خیلی متفاوت شده است.

هاشمی گفت:در حال حاضر فشاری برای لباس مشکی وجود ندارد ولی شاهد هستیم که اکثر دختران جوان مانتوی مشکی می پوشند ، کسی هم به آن ها نمی گوید که چه بپوشید ، دخترها از روی شیکی و اینکه رنگ مشکی آدم را لاغر و خوش تیپ می کند ، مشکی می پوشند.

وی گفت: در حال حاضر زنان ما وارد به عرصه های دانشگاهی شده اند ، نزدیک به 70 درصد دانشجویان ما زنان هستند و مدارک عالیه را کسب کرده اند ، از تجربه بسیار بالای اجرایی هم برخوردار هستند ، ولی متاسفانه سقف های شیشه ای که وجود دارد و سیاست های غلطی که گاهی اعمال می شود باعث می شود که نتوانند از یک حدی بالاتر بروند.

وی ادامه داد: در افغانستان و عراق 3 الی 4 وزیر زن دارند و حدود 25 درصد نماینده مجلس زن دارند ولی تعداد نمایندگان زن مجلس ما حدود 3 درصد است هر چه هم جلو می رویم ، وضعیت بدتر می شود ، وقتی ما زن وزیر داشته باشیم و نماینده مجلس به تعداد کافی داشته باشیم آن وقت معاون وزیر ، سفیر ، رئیس دانشگاه و حتی عضو شوراهای عالی هم داریم.

وی افزود:این عملکردها باعث می شود نگاه زنانه وارد به تصمیم گیری ها شود و موجب می شود که به مشکلات زنان با نگاه زنانه پرداخت شود و مردها یا مشکلات زنان را نمی دانند یا اعتقادی به مشکلات زنان ندارند یا فرهنگ مردسالاری هنوز به شدت در جامعه ما و تمام دنیا وجود دارد. حتی کشورهای غربی و توسعه یافته هم این مشکل را دارند.

هاشمی در ادامه افزود:تا چه زمانی می خواهیم فقط آمار بدهیم که 70 درصد دانشجویان ما دختر هستند ، خوب بعد از آن چه می شود ، این ها کار نمی خواهند ، نمی خواهند رشد کند ، دوست ندارند در مدیریت ها حضور داشته باشند ،وقتی ما انگیزه حضور را از آنان بگیریم ،باعث دلسردی ، سرخوردگی و برگشت زنان می شود.

وی ادامه داد: دنیا الان افتخار می کند به پیشرفت زنان ایرانی ، هر شخصی می آید و می بیند ، تعجب می کند ، ولی ما در کشور خودمان حاضر نیستیم در سیستم از این توان استفاده کنیم.

هاشمی ادامه داد: متاسفانه در سال های اخیر سیاست ها به سمتی می رود که زنان را بیشتر خانه نشین کنند ، طرح هایی که اخیرا در مجلس تصویب شده است را ببینید ، مثلا در مورد ازدواج مجدد شوهر این اتفاق افتاده است.

در این قسمت برنامه تلویزیونی مجری با قطع سخنان فائزه هاشمی بینندگان را دعوت به دیدن پیام بازرگانی نمود.

داستان روزی كه به‌نام كارگران رقم خورد

شوالیه‌های جهان متحد می‌شوند



صبح اول ماه مه 1886 یكی از روزنامه‌های آمریكایی در شیكاگو فضای حاكم بر شهر را چنین گزارش كرد: «هیچ دودی از دودكش كارخانه‌ها بیرون نمی‌آید. همه چیز رنگ یك روز تعطیل را به خود گرفته است. عناصر كارگر را گویی رتیل بین‌المللی نیش زده است. آنها را رقص مرگ فراگرفته است.» اینچنین بود كه پانزده سال پس از قیام كارگران در پاریس اكنون نوبت كارگران آمریكایی بود كه در شهرهای مختلف، پرچم‌های سرخ حمل كنند و سرود كارگر را زیر لب زمزمه كنند و خیابان‌ها را عرصه قدرت‌نمایی خویش سازند. كارگرانی كه تحت رهبری اتحادیه مركزی كارگران در شیكاگو متشكل شده بودند. همان اتحادیه‌ای كه دولتمردان وقت آمریكا در توصیف آن گفته بودند: در میان این كارگران، هم نیهیلیست‌های روس وجود دارند و هم كمونیست‌های فرانسوی. رنگ پرچم اینان سرخ است...» كارگران آمریكایی اما روز اول ماه مه تماما یك اعلامیه در دست داشتند؛ اعلامیه‌ای با این مضمون كه: «امروز روز شورش است و نه آرامش. روزی كه حرف، حرف سخنگویان لاف‌زن نهادهای اسیركننده كارگر نباشد. روزی كه لذت هشت ساعت كار، هشت ساعت استراحت و هشت ساعت برای هر كاری به اختیار خود ما، احساس شود...» روز دیوانه‌واری بود. اعتصاب سرتاسری ایالات متحده را تهدید می‌كرد. خیلی‌ها تكرار كمون پاریس را پیش‌بینی می‌كردند و در چنین فضایی بود كه كارگران شیكاگو روز اول مه را آغاز كردند. شیكاگو كه در شورش بود، 30 هزار نفر به جاده‌ها ریختند. قطارها از كار ایستاد و بنادر تعطیل شد. بیش از شش هزار كارگر برای سخنرانی اسپایز، رهبر كارگران شیكاگو، در یك كارگاه اجتماع كرده بودند كه ناگهان دخالت پلیس و تیراندازی به سمت كارگران به اعتصابات صورتی خشن بخشید و گذشت ساعتی كافی بود تا اعلامیه‌ای دست‌نویس به خط اسپایز دست به دست بگردد و كارگران را به قیام تهییج كند: «همچون هركول افسانه‌ای به پا خیزید و غول پنهانی را كه می‌خواهد شما را نابود كند، از میان بردارید. ما از شما می‌خواهیم كه مسلح شوید! مسلح!» و بدین ترتیب آمریكا به عنوان مهد آزادی‌خواهی، این بار نه همچون گذشته كه از فرسنگ‌ها فاصله قیام كارگران پاریس و برلین را مشاهده می‌كرد كه خود با قیام كارگران آمریكایی مواجه بود. یك هفته اعتصاب و خشونت شهرهای آمریكا را در بر گرفت و سرانجام انفجار یك بمب كه كشته شدن چند پلیس را به همراه داشت بهانه لازم برای حكومتگران آمریكایی را فراهم كرد. قیام كارگران سركوب شد و چندین كارگر بازداشت شدند. محاكمات آغاز شد و اعضای رهبری اتحادیه بین‌المللی كارگران به مرگ محكوم شدند. هفت نفری كه در روز 11 نوامبر كه جمعه سیاه نام گرفت، اعدام شدند؛ اعدام رهبران كارگری آمریكا اما آغازگر جنبش بزرگی در اروپا بود و به این ترتیب سه سال بعد در دومین كنگره بین‌المللی كارگران در پاریس روز اول ماه مه به یادبود قیام و كشتار كارگران آمریكایی، روز جهانی كارگر نام گرفت.