مردها بزرگ می شوند

زنها بزرگ می شوند .

عروسکی که به دست مادری می افتد .

بزرگتر نمی شود .

فقط پستان کش را می خواهد.

کار کاره انگلیسه

کار کاره روسیه است

کی میشه کار کار ما بشه

 میترسم اخرش نفهمم

میترسم

قطرات خون تو روی صورت من

موسوی یا احمدی نژاد

فرقی نمی کند 

مزه اش شور است

 

اخرین مردی که دیدم

می خندید

به زنی لخت روی تخت

نگاه می کرد .

به اسمان نگاه کرد

و به شانه اش

هنوز بوی خاکستر می داد.

کوچه از هراس

خیابان

بن بست شد

من اجازت زمینم برای زندگی

باور نمی کنی

از اسمان بپرس.

قلمم اخته می شود

ذهنم گنگ

وقتی ازادی دفترچه ایست

به رنگ اسمان

به من نگاه می کنی

ولی چشمان تو هم کارگر نمی شوند

وقتی دست تقدیر کوتاه می شود

غنچه از اواز بلبل باز می شود

ولی

خار به دست تو میرود

دست به اسلحه

طبل بزرگ زیر پای چپ

۱ خشاب پر ۲۰تای

وسوسه مرگ

رسم ادم کشی .

مست و مدهوش ۱نخ سیگار کام اول ... رویا

کام دوم...بیخیال

کام سوم..بیدار باش

{بوی سیگار میدی ۳ روز اضافه خدمت}

با سلامی دباره به دوستان

خوشحالم که برگشتام ولی دارم میرم

دوباره. سربازی دیگه . خدا رو شکر الی و بیدار جای نه چندان خالی منو خوب پر می کنند

خوشو خرم باشید

 

 

اینه بشکن

هیچکس مثل تو نیست

تو بزرگ معشوقه ای

اولین رقصت

اخرین تنازیست

و افتادنت اغاز ایستادگیست

تا بهاران دیگر محبوبهات را پر بار بینی

درد می شود چشمان ارزو

زنجیر می شود تقدیر

به زندان خو نمی کنم

پرواز برای بالهای من

افریده شده بود در روز نخست

خدا کند که نیای

اگر تو بیای چگونه من با فریب

زبان گشویمو با دروغ نان بخورم

چگونه طناب به گردن بیگناه افکنم به حکم خدا

 پول مردم بدوزدم به نام علی

جنگ بپا کنم به نام حسین

چگونه جانشین تو باشم

چگونه جانشین خدا

پس

خدا کند که نیای

خدا کند که ....  نباشی!

غزل پاره پاره می کنم

بر اجاق خستگی

خاطرات امانام نمی دهند

بستر فراموشی کجاست

barai zendgi bod ke be marg neshastym

barai darman bod ke be dard neshastym

barai khande bod ke be gerye neshastym

eeeeey aman az ma ke barai eshgh

be zelat neshastym

jai ke dorogh bod va tazvir

jai ke lezat pol va harzegi bish az lezat 1ki shodan ghalbhast

ترانه مرد

سپیده دم

وقتی که نور به قتل ستاره بر خواست

اخرین پوک سیگار

بطری خالی مشروب

ماه که باشی شبم بهت تکیه میکنه

 

1408

فیلم جدیدی که در ژانر دلهره به روی پردها امده. در این فیلم نوع جدیدی از تعلیق را شاهدیم. 

این نوع تعلیق با تعلیق در فیلمهای هیچکاک یا استون و یا اسکورسیزی فرق دارد.

کارگردان از جلوهای رایانه ای زیادی استفاده کرده تا نوعی از تشفیش احساسات را در قالبی جنایت و مکافات وار به نمایش بزاره . بیننده در اواسط فیلم گیج و خسته میشه از اینکه دلیل حوادث را نمیفهمه

ولی در انتها صدای دختر جان کیوساک احساس ارامش را ایجاد میکنه. انسان دنیای ناشناخته ای که اگه این دنیا به تصویر کشیده بشه شاید ترسناک غیر واقعی یا تردید برانگیز باشه.

فیلم زندگی زیاد فیلم ببینید .

با پوزش به خاطر اشتباه در اسم فیلم

 

وقتی غزل تو صدات باشه

می تونی تمومه ستارهای اسمونو به شعر بدل کنی

انوقت چه کیفی داره نگاه کردن به اسمون

 

وقتی چشات بارونی باشه

می تونی بغض تمومه سینه ها رو خالی کنی

انوقت چه لطفی داره خنده ادما

 

وقتی رو لبات خنده باشه

می تونی با هر کسی قسمتش کنی

انوقت چه زیبا میشه روابط ادما

 

 

وقتی دلت پر از صفا باشه

می تونی به دردها و غصه ها لبخند بزنی

انوقت چه لذتی داره سنگ صبور شدن

 

وقتی تو دستات ازادی باشه

می تونی به هر کسی هدیه اش کنی

انوقت چه حسی کمک کردن

 

وقتی شونه هات مهرم باشه

می تونی تقدیمش کنی

انوقت چه شوقی دیدن گریه ادما

 

وقتی تو پاهات رهای باشه

می تونی هر چی دلت می خوای بدوی

انوقت چه حالی می ده بچه شدن

همچنان این صداست که می ماند.

پاواروتی خواننده اپرا دار فانی را وداع گفت.

خواننده ای که اپرا را بین مردم عادی آورد و برای تمام مردم جهان نماد هنرمندی شد که انسانیت را در قالب هنر به منصه ظهور گذاشت.

صدای پر طنین اش تا همیشه تاریخ بر کتاب آفرینش ماندگار خواهد ماند.

 

سلام

1 دوستی نوشته بود چرا کسی به دکتر نظر نمیده

من می گم نیو مدم بنویسم تا نظرات مردمو بخونم امدم بنویسم  

تا هر کی خواست بیاد بخونه .اره دوست دارم نظر مردمو درمورد کارام ولی مهم نیست. هست؟

درد من درد خودم نیست کوچولو

درد من مال خودم نیست کوچولو

درد من درد غقریب رفتنه

درد من دیدن چشمای تره

 

 

برای همه بچه های که دارند بزرگ میشند

دکتر

بوی گند جوراب میدهد دهان تقدیر

زمین افسانه هایش را فراموش کرده

خدا خدای موسی است

عشق به شرط چاقوست

تمام زیبایی به رنگ سیاه میرسد

انسانیت در ما خلاصه میشود نه من

آه آه از امید آه از یقین گمشده

آه از شناسنامه هایی که بی اجازه پر شدند.

 

سلام

آره خودمم دکتر می دونم خیلی منتظرم بودید ولی انتظار به سر رسید کلاغه

به خونش نرسید.

باور کنید امشب بسیار تهدیدم کردند منم چون جونمو دوست دارم تهدیدو جدی گرفتم و تا زنده هستم مینویسم.

 

اول قرار شد درباره سینما بنویسم 

ولی الان فقط شعر دارم

حرفهای هر جای مغزهای پوشالی

خوابهای که به انتها نمیرسند

شب که سیاه می شود

دردی که هست  تمام نمی شود

چشمهای تو زنجیر می شوند

و تسکین یعنی

تنهای

تنهای....

وقتی که تمام هنرها جمع می شوند

۷ می شود سینما