از خواب پا میشویم و با منقل مواجه!

شاید هیچ زمانی به اندازه ی الان حرف برای زدن نداشته باشیم

و چه بزرگ میشویم وقتی این همه حرف برای نزدن داریم

خیلی وقته که دیگه نه ما مثل سابق حال و حوصله ی نوشتن داریم و نه دیگه کسی حال و حوصله ی خوندن

و این نه چیزیه که بر سر ما اومده که بر سر بسیاری از دوستان ما هم چنین بلای مصیبت باری اومده

به زودی وقایع نگاری آنچه که پیش اومده رو شروع خواهیم کرد و مثل همیشه فقط برای ثبت در تاریخ

و به خودمون سرآغازی دوباره رو مژده میدم ، چرا که هنوز به رسالت و هدفی که به خاطرش شروع به نوشتن کردیم نرسیدیم

پس سلامی دوباره به حرف های پای منقل خودمون بعد از آخرین خرخر صبحانه

تا بعد...

باز 5 شهریوری دیگر

باز 5 شهریور امد.

اما اینبار 5 سال گذشته از ان اولین دیدار و پیاز سواری و دوش اب گرمو بوی عرق مردانه در ظهر داغ اردیبهشت ماه و ماکارونی دم نکشیده و یه عالم قصه پر غصه ما.

تولدت مبارک رفیق

http://www.spacepimping.com/graphics/myspace-happy-birthday-graphics/HappyBirthday57.gif