آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند
مدت ملیلیست که از نوشتن خسته شده ام، خرده نگیر ای دوست. هرچه بر سر این و آن نواختم که کردن اینکار و نکردن آنکار زیرکی نیست جز به بیراهه نبردم. پس برآن شدم که پیش از تغییر دادن دنیا، کشور، دولت، فرهنگ، مردم، شهرم و خانواده ام، خودم را تغییر دهم و آنی باشم که مدعی آن هستم.
پس خرده نگیر بر من ای دوست، تنها در راه آدم شدن قدم میزنم. ره طولانی و مصایب راه بیشمارند. پس خرده نگیر بر من ای دوست!
قرار شد خرده نگیری میدانم ملیل، مدید است
+ نوشته شده در دوشنبه ۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت 0:28 توسط اٍلی
|
ای مرگ بر آن کسانی که به جای خدمت، خیانت به وطن را پیشه خود قرار می دهند. دکتر محمد مصدق