امروز چهار سال و دو روز از اولین مطلب نوشته شده در این وبلاگ میگذره تا اطلاع ثانوی هم خواهد گذشت. از رو هم نمیریم. مفتخر هم هستیم که از معدود بلاگهای منتقد و .... از این ... ها و اینا ایم که هنوز توی بلاگفا مشغول زندگی هستیم که این رو هم مدیون .... اینا هستیم. خیلی سانسور کردم نه؟؟؟

دو روز پیش متوجه شدم که خیلی زود دارم پیر میشم. فهمیدم که چندی بعد از فارغ التحصیلی وارد چهارمین دهه ی زندگیم میشم و ۲۴ سال از زندگیم رو صرف تحصیل علم کردم!!! و هنوز نفهمیدم که علم بهتر است یا ثروت. احتمالا اون موقع دیگه مویی سرم رو فرش نخواهد کرد و باید سرم رو پارکت کنم. اونم بد نیست، باید با کلاس باشه!

یه اتفاق جالب این مدت افتاد. مجلس محترم اومدند و گفتند که دولت به نه میلیون نفر از مردم حدود ۸۰۰۰۰ تومان پول داده و رای هاشون رو خریده. حالا برای اینکه تو انتخابات مجلس رودست نخورند، اومده اند و یه ستادی تشکیل داده اند که دولت شیطنت نکنه!

نکته ی جالبش اینه که خوب ما هم که همینو میگفتیم واسه انتخابات ریاست جمهوری! مگه یه ستاد واسه دفاع از آرا تشکیل ندادیم؟ اون موقع که اینا همش تخریب حساب میشد، حالا دیگه اینطور نیست؟ چونکه آقا مشایی رئیس دولت رو سحر و جادو کرده یهو اینکارا بد شد؟ کلا این سوالا واسم پیش اومده گفتم که بپرسم.

همچنان معتقدم که اینها همش به خاطر سقوط اخلاقیات در جامعه است و هیچ تفاوتی بین جامعه و دولت نیست! هفته ی خوبی داشته باشید.