خداحافظ ای یگانه
چقدر امروز روز بلندی بود
از قبل از ظهر ۲۶ مارس شروع شد و الان ۷:۵۱ ۲۷ مارس
چقدر خوب بود
و ای کاش همیشه امروز میموند و فردایی نبود
آرزوی کودکانه ی من
در حالیکه سیل امان بریده
آسمان نیمه ابری و دیگر هیچ
با فلت وایت در جیکا جیکا شروع شد حوالی ساعت ۳
۵:۳۰ برگشتم به زندان به قول کریستوس
همه چیز آماده
بیدار همیشه خواب پشت پنجره
آلبوم عکس
خانه ی دوم
تو که حتی خواندن نمیدانی
چه رسد به فهمیدن
۲۱:۳۰
شام
رستوران برزیلی، یک مشت آدم مزخرف
برگشت
باز سیل
یادگاری
خیام، بشقاب، ... ۱۰۰ پوند
عکس ها
نیم ساعت در آغوش
مزاحم
سیگار
تا صبح
خواب
شاملو
نه خواب امشب حرام شده و سه ساعت بیشتر نمونده تا لحظه ی تفریق
مزخرفات نوروزی هم خوبه، لااقل آدمو از فکر کردن باز میکنه
پنجره
۶:۳۰ صبح
۶:۵۰ تاکسی
۷:۱۵ اتوبوس هیترو
آخرین آغوش
بزودی همدیگه رو میبینیم
زنگ آخر
بوسه
خداحافظ
خیلی سخته که خودت عامل باشی
خودت تمام کارا رو بکنی که از کسی که دوستش داری جدا بشی
نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد.
الی
هنوز ۲۶ مارسه ولی ۲۷ شده
ای مرگ بر آن کسانی که به جای خدمت، خیانت به وطن را پیشه خود قرار می دهند. دکتر محمد مصدق