خدا رو شکر و فرصتی دست داد تا فیلم سال های مشروطه رو ببینیم، اگرچه میدونم خیلی از شماها ندیدید ولی چون کلا از کارهای آقای ورزی در بازنویسی تاریخ از زبان خودشون و دوستاشون خوشم میاد ، این مجموعه رو هم به طور کامل دیدم
فکر میکنم این سومین کار تاریخی اقای ورزی و همین طور سومین نقد من بر ساخته های ایشون باشه
هنوز پس از سه مجموعه علت مشکلات ژنتیکی ایشون با دولت فخیمه ی بریتانیا رو متوجه نشدم. منظورم از این جمله نه حمایت از انگلیسه که خوب رد پای سیاهش در اصناف و اکناف تاریخ معاصر ایران پیداست. موضوع اینه که متوجه نمیشم که چرا آقای ورزی به هر بهایی حاضرهستند که بریتانیا رو عامل تمام بدبختی ما جلوه بدهند و عملا مجموعه های ایشون چیزی جز دامن زدن به توهم همیشگی توطئه و بیرنگ کردن ضعف های فرهنگی و دانایی های ما نیست.
طی این مجموعه هم به سان کارهای گذشته تمام تصمیم گیری های حکومتی از طرف سفارت بریتانیا دیکته میشه با این تفاوت که در این سریال کشور ایران عملا مستعمره ی بریتانیا به نمایش گذاشته میشه و فعالیت های دیگر کشورها از حمله فرانسه و روسیه تقریبا ناچیز گمارده شده.
اگرچه از طرفی ارتباطات عاشقانه در کنار وقایع تاریخی رو تحسین میکنم ولی متاسفانه این موضوع به شخصیت پردازی غیر واقعی از از تاریخ منجر شده، پسندیده تره که آقای ورزی مشخص کنند که هدفشون از فیلم سازی و داستان پردازی وقایع نگاری تاریخی هست یا نه به سبک فیلم سازان غربی صرفا قصد فیلم سازی و تفرح دارند و مستند سازی نمی کنند که اینطور به نظر نمیرسه
پس به اندازه ی کافی شخصیت در تاریخ ایران وجود داره که نیازی به پدید آوردن افراد اضافی در تاریخ نباشه، افرادی که گاها آنقدر نامستند هستند که سازنده حتی نام مشخصی برای اونا انتخاب نکرده.
مشکل عمده دیگر این فیلم عدم هماهنگی دانسته ها با زمان اتفاقه، به این منظور که بسیاری از متن ها و اطلاعاتی که در فیلم استفاده شده متعلق به سالها بعد از تاریخ وقوع فیلمه. همچنین گسترش نقش عده ای که واقعا در آن زمان هیچ ارتباطی به موضوع نداشته اند. فرقه ی ضاله ی بهائیت تاریخ کاملا مستندی داره و نیازی به خیال پردازی جهت افزودن تفکرات دولت نهم و بعد از نهم و ژنرال مشایی در اون نیست. ایران در آن زمان بزرگترین پایگاه یهودیت در منطقه بوده، ضمن اینکه مناطق اردن و مصر که در حال حاضر مناطق تحت تصرف صهیونیست به حساب می آیند اون موقع عملا وجود نداشته و بین بریتانیا، فرانسه و عثمانی تقسیم شده بودند. پس عملا مشکلی در اونجا وجود نداشته که قصد برهم زدن امنیت ایران رو داشته باشند.
و اما مشکل همیشگی بنده با سبک داستان سرایی حضرت ورزی، ظاهرا ایشون پس از دو مجموعه هنوز موفق نشده اند دین خودشون رو نسبت به شاهان قاجار پرداخت کنند. همیشه شاهان قاجار آدم های خوب، بی عرضه، حرف گوش کن و ترسو. از بیرون کاخ هم که خبر ندارند، انگلیس پیشگو میفرسته، اونا هم میگن چشم.
و اما سخنی با خود آقای ورزی:
حضرت عالی هرچه کنید نخواهید توانست جا پای علی حاتمی بگذارید، نه در دیالوگ نویسی و نه در فیلم سازی. به یاد حاجی واشنگطن و عزت
با عرض پوزش، میدونم که ادبیاتم خیلی افتضاح بود که به علت گرسنگی و اعصاب خوردی میبود
ای مرگ بر آن کسانی که به جای خدمت، خیانت به وطن را پیشه خود قرار می دهند. دکتر محمد مصدق