این نامه ای است برای هیچ کس . نامه ای است برای تو "خواب دم صبح"
یادم می آید زایشت مرحون بلند پروزای های ذهن زیبای شیخ ما بود. آرام و پوسته به پیش می رفتی تا میعادگاه دوستی ها شدی. یادت می اید روزها و روزها تو تنها سنگ صبور آه ها و سوز گدازهای ما بودی. خاطرات تمام نشدنی ما شنونده ای چون تو مهربان داشت.
گرچه دکتر ماه به ماه هم به تو سر نمی زند، گرچه نگین ما را ترک کرده و ما هرچه می اندیشیم نمی فهمیم که گر ما را دیگر دوست ندارد چرا تو را ترک می کند، اما هنوز هم تو یگانه میعادگاه دوستی ها هستی.
آری حق با توست من هم چند صباحی ست که تنهایت گذاشته ام، چه کنم دل شکسته و غمگینم. می دانم قلب صبورت همچون همیشه مامن حرف های دل نازک ماست پس برای تو می نویسم :
+ نوشته شده در شنبه ۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت 10:2 توسط بیدار
|
ای مرگ بر آن کسانی که به جای خدمت، خیانت به وطن را پیشه خود قرار می دهند. دکتر محمد مصدق